لغت نامه دهخدا
پرده بازی. [ پ َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) مرادف شب بازی است. ( غیاث اللغات ).
پرده بازی. [ پ َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) مرادف شب بازی است. ( غیاث اللغات ).
( ~. ) (اِمص. ) مکر، فریب.
خیمه شب بازی.
لعبت بازی خیال بازی شب بازی خیمه شب بازی: ( ور بشاهی سر فرازی میکنی طفل راهی پرده بازی میکنی. ) ( عطار اسرار نامه )
رجوع شود به:سایه بازی
مکر، فریب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلک چون کار سازیها نماید نخست از پرده بازیها نماید
💡 تو قدر خود نمیدانی که رازی در اینجا که تو عشق پرده بازی
💡 همی با تو در پرده بازی کند ز بیرون ترا بینیازی کند
💡 فلک چون کار سازی ها نماید نخست از پرده بازی ها نماید
💡 راه خود بر من کنون آسان بکن پرده بازی بیش از این چندین مکن
💡 برافکن پرده تا کی پرده بازی بخود عاشق شدی در پرده بازی