فرهنگ معین
(پُ بْ ) [ فر. ] (ص. ) ویژگی دستگاه یا وسیله ای که بتوان آن را با دست حمل کرد، دستی. (فره ).
(پُ بْ ) [ فر. ] (ص. ) ویژگی دستگاه یا وسیله ای که بتوان آن را با دست حمل کرد، دستی. (فره ).
آنچه به راحتی قابل حمل ونقل است.
قابل حمل ونقل، قابل پوشیدن، پوشیدنی
ویژگی دستگاه یا وسیلهای که بتوان آن را با دست حمل کرد، دستی. (فره)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این محصول در دو شکل پرتابل یا قابل حمل و نیز ایستاده تولید میشود. در کارگذاری و نصب کاتترهای رگی مشکل اصلی پرسنل پزشکی و پرستاری یافتن مسیر سیاهرگ در زیر پوست است. این دستگاه با تابش نور مادون سرخ بر روی پوست بیمار قابلیت دیدن سیاهرگهای سطحی را فراهم میکند.