پرافشاندن

فرهنگ معین

(پَ. اَ دَ ) (مص ل. ) ترک کردن کاری به سبب ناتوانی از انجام آن.

ویکی واژه

ترک کردن کاری به سبب ناتوانی از انجام آن.

جمله سازی با پرافشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دو بال است از بیضه تا آشیان کمین پرافشاندن آرام نیست

💡 باغبان‌ها با دقت بسیار زیاد، بذر گیاهان زینتی را در خاک‌های آماده شده پرافشاندند تا در فصل بهار گل‌های زیبایی را به نمایش بگذارند.

💡 شاعر بزرگ در این اثر ادبی سعی کرده است با کلمات خود، احساسات عمیق و دلتنگی‌های فراوان را در میان دل‌های شنوندگان پرافشاندن و منتقل کند.

💡 در مراسم جشن‌های سنتی، معمولاً با پرافشاندن گلبرگ‌های تازه در میان جمعیت، جوی از شادی و هیجان در میان تمام حاضرین در آن مراسم ایجاد می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران