پذرفتار. [ پ ِ رُ ] ( نف ) پذیرفتار. کفیل. ( زمخشری ). حمیل. پایندان. ضامن. کسی که کم و بسیار کسی بر گردن گیرد و برساند. صبیر.غریر. قبیل. ( منتهی الارب ). کافل. زعیم:
دلت براز خدااز زمانه راهبر است
کفت به روزی خلق خدای پذرفتار.اسدی.- پذرفتار شدن؛ زعامت. ضمانت. کفالت. پایندانی.
(پَ رُ ) (ص فا. ) ۱ - ضامن، کفیل. ۲ - فرمانبردار.
۱. قبول کننده.
۲. ضامن، کفیل.
۳. فرمان بردار.
پذیرفتار، پذرفتکار، قبول کننده، ضامن، کفیل
( صفت ) کسی که کم و بسیار کسی برگردن گیرد و برساند پایندان ضامن کفیل پذیرفتار.
ضامن، کفیل.
فرمانبردار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصطفی گفتش که وقت کار نیست طفل را در جمع پذرفتار نیست
💡 بود شخصی در پی آن کار شد طفل را برداشت و پذرفتار شد
💡 که به عمر دراز هست مرا خدمت هر دو رکن پذرفتار
💡 عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست چون گذشتی از دو عالم هیچکس را بار نیست
💡 مغز ما پرباد باد و مشک ما پرآب باد باد ما را و آب ما را عشق پذرفتار باد
💡 باش وقت معاشرت با خلق همچو عفو خدای پذرفتار