پتفوز

لغت نامه دهخدا

پتفوز. [ پ َ ] ( اِ ) گرداگرد دهان ومنقار مرغان. ( برهان ). پوزه. معرب آن فِطیسَه است: مستطعم الفرَس، پتفوز اسب. ( منتهی الارب ):
عاریت داده بدو سبلت و ریش و پتفوز
ببخارا شده هنگام صبا علم آموز.سوزنی.بشعر عذب دل افروز من نگر، منگر
بریش و سبلت و پتفوز و رنگ موزه من.سوزنی.و بدین معنی بجای حرف اول تای قرشت هم آمده است. || گرداگرد کلاه. ( برهان ).

فرهنگ معین

(پَ ) ( اِ. ) نک بتفوز.

فرهنگ عمید

= بتفوز

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- گرداگرد دهان و منقار مرغان و حیوانات پوزه بتفوز بدفوز ۲- گرداگرد کلاه.

ویکی واژه

نک بتفوز.

جمله سازی با پتفوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بند فولاد بر دهن یابد آهو، ار بر شمر نهد پتفوز

💡 بود گرد دهان پتفوز و بدپوز کفل باشد سرین و کلیه گرده

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز