لغت نامه دهخدا
پتخ. [ پ َ ] ( ص ) مبهوت و متحیر. ( برهان ). || ابله. کالیوه. ( برهان ) ( جهانگیری ).
پتخ. [ پ َ ] ( ص ) مبهوت و متحیر. ( برهان ). || ابله. کالیوه. ( برهان ) ( جهانگیری ).
پتخ [ پ َ ] (صفت)
مبهوت، متحیر
ابله، کالیوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت استراوس در حال حاضر دارای عملیات در کشورهای اسرائیل، برزیل و روسیه، همچنین کشورهای آمریکای شمالی، اروپای مرکزی و اروپای شرقی میباشد. دفتر مرکزی این شرکت در شهر پتخ تیکوا، اسرائیل قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس تلآویو معامله میشود.
💡 دفتر مرکزی این شرکت در شهر پتخ تیکوا، اسرائیل قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازارهای بورس نزدک و بورس تلآویو دادوستد میشود.
💡 لی رابین در سال ۲۰۰۰ میلادی و بر اثر ابتلا به سرطان ریه در شهر پتخ تیکوا در اسرائیل درگذشت.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال اتلتیکو مادرید، باشگاه فوتبال شریف تیراسپول، باشگاه فوتبال سیافآر کلوژ، باشگاه فوتبال مکابی پتخ تیکوا، و باشگاه فوتبال اتلتیکو مادرید بی اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال شیراک، مکابی پتخ تیکوا، لوکوموتیو نیژنی نووگورود، یانگ بویز برن و زوریخ اشاره کرد.
💡 کاشانی در پتخ تیکوا در خانواده ای فقیر یهودی ایرانی با ۴ برادر و ۳ خواهر به دنیا آمد. در جوانی عضوی از جنبش مکابی بود و در ۱۳ سالگی در یک کارخانه مشغول به کار شد.