پایسته

لغت نامه دهخدا

پایسته. [ ی ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) بقا کرده و پاینده و دائمی را گویند. ( برهان ). باقی. دائم. پیوسته:
پایسته چون بود پسرا دنیا
چون نیست او نشسته و پابسته.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(یِ تِ ) (ص مف. ) پاینده، دایم، باقی.

فرهنگ عمید

۱. پاینده، پایدار.
۲. برقرار.
۳. پیوسته.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- پاینده دایم باقی. ۲- پیوسته منسجم.

فرهنگستان زبان و ادب

{conserved} [فیزیک] ویژگی هر کمیت که در طول تحول دینامیکی سامانه ثابت بماند

ویکی واژه

پایست + -ه
پایسته [پایِسْتِه]
بدون وقفه یا مکث
پاینده، دایم، باقی

جمله سازی با پایسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهانا چه در خورد و بایسته‌ای! وگر چند با کس نپایسته‌ای

💡 قانون پایستگی انرژی می‌گوید که مقدار انرژی در یک سیستم تک‌افتاده (ایزوله، منزوی) ثابت می‌ماند. پیامد این قانون این است، که انرژی از بین نمی‌رود و به وجود نمی‌آید. تنها از شکلی به شکل دیگر تبدیل می‌شود؛ مثلاً انرژی جنبشی به انرژی گرمایی تبدیل می‌شود. از آن‌جا که در نظریهٔ نسبیت خاص انرژی و جرم به هم وابسته‌اند، پایستگی انرژی در حالت کلی می‌گوید که مجموع انرژی و جرم یک سیستم تک‌افتاده پایسته است.

💡 جهانا چه در خورد و بایسته‌‌ای اگر چند با کس نپایسته‌ای!

💡 بعدها نشان داده شد که در شرایط مناسب، مثلاً در برخورد کشسان، هر دو کمیت انرژی و تکانه پایسته‌اند.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز