پاغند

لغت نامه دهخدا

پاغند. [ غ ُ ] ( اِ مرکب ) پنبه زده باشد که بریسند یعنی محلوج. ( فرهنگ اسدی ). پاغُنده. کلوچ. گلوله پنبه حلاجی کرده. ( جهانگیری ) ( برهان ). و رجوع به پاغنده شود.

فرهنگ معین

(غُ ) نک پاغنده.

فرهنگ عمید

گلولۀ پنبه، پنبه ای که زده شده و آن را گلوله کرده اند.

جمله سازی با پاغند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو منصور تو بر دار کن این ناطقه را چو زنان چند بر این پنبه و پاغنده زنی

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز