ویه

لغت نامه دهخدا

ویه. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء بلوک فاراب دهستان عمارلو از بخش رودبار شهرستان رشت. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
ویه. [ وَی ْه ْ / -وی َ ] ( پسوند ) پسوندی است دال بر معانی ذیل: 1- تصغیر و استعطاف: بالویه. 2- شباهت و مانندگی: سیبویه، مشکویه. 3- دارندگی، صاحبی: برزویه، دادویه. توضیح اینکه محمد قزوینی «ویه » را معادل «و» ( واو تصغیر، ترحیم و استعطاف ) دانسته است. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(وُ یَ یا یِ ) [ معر. ] (پس. ) پسوند دال بر معانی ذیل: ۱ - تصغیر و استعطاف: بالویه. ۲ - شباهت و مانندگی: سیبویه. ۳ - دارندگی، صاحبی: برزویه.

فرهنگ فارسی

پسوند دال بر معانی ذیل: ۱ - تصغیر و استعطاف بالویه. ۲ - شباهت و مانندگی سیبویه مشکویه. ۳ - دارندگی صاحبی برزویه دادویه. توضیح مرحوم قزوینی (( ویه ) ) را معادل - و ( واو تصغیر ترحیم و استعطاف ) دانسته اند.

ویکی واژه

پسوند دال بر معانی ذیل:
تصغیر و استعطاف: بالویه.
شباهت و مانندگی: سیبویه.
دارندگی، صاحبی: برزویه.

جمله سازی با ویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ادموند نازاریان (به بلغاری: Едмонд Назарян؛ زادهٔ ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۰۲) کشتی‌گیر ارمنی‌تبار اهل بلغارستان است.

💡 ز تنشان تلها کردی بصحرای سراب اندر میان تلها کردی ز خونشان جویها جاری

💡 قطب کومنزوی زاویه ی بالا شد لاجرم کاروی از روی حقیقت بالاست

💡 پی پذیره شدن با هزار شوق و شتاب مرآن تکاور در پویه و خرام بیار

💡 صعب است حزین گر نکشم سر به گریبان از هر دو جهان زاویهٔ عزلتم این است

💡 جویها هر طرف از دیده نمایم جاری آیدم چون بنظر سرو قد رعنایت