فرهنگ معین
(و ِ یَ ) [ ع. وقایة ] ۱ - (مص م. ) نگاهداری کردن. حفظ کسی از بدی و آفت. ۲ - (اِ. ) روسری، سربند زنان.
(و ِ یَ ) [ ع. وقایة ] ۱ - (مص م. ) نگاهداری کردن. حفظ کسی از بدی و آفت. ۲ - (اِ. ) روسری، سربند زنان.
۱- (اسم ) محافظت نگهبانی. ۲- (اسم ) قسمی چادرابریشمی یاپنبه یی که زنهای محترم مشرق زمین برروی سرمی انداختند و صورت و پایین تر از زانوهارا نمی پوشانیدند: (( ابراز طرف کوه بر آمد دو سه پایه از شرم بر خسار فرو هشته وقایه. ) ) (منوچهری )
نگاهداشتن نگهداشتن
وقایة
نگاهداری کردن. حفظ کسی از بدی و آفت.
روسری، سربند زنان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مباد رنج جداییت شرع و ایمان را که تو وقایهٔ شرعی و پشت ایمانی
💡 متقی نفس خویش را چو شناخت در شرورش وقایه حق ساخت
💡 ابر از طرف کوه برآمد دو سه پایه ازشرم به رخساره فروهشته وقایه
💡 چو شب وقایه برانداخت، از رخ گردون نهاد کام، عروس افق ز حجله برون
💡 کنون وقایه شب را بنور خود زربفت چو برگشاید خورشید دیده ی اعشی
💡 حصار را ز پس پشت خود وقایهکنیم ز پیش باره برانیم باره بر دشمن