فرهنگ معین
(وَ ) (حامص. ) خوبی، خوشی، نیکویی.
(وَ ) (حامص. ) خوبی، خوشی، نیکویی.
خوبی، خوشی.
نام ملکه ایران زن خشایارشا که شاه او را در مجلسی که تمام سران و بزرگان نشسته بودند احضار کرد و چون از آمدن امتناع نمود فرمان داد او را از دربار خارج کردند و بعدها [ استر ] دختر برادر مردخای یهودی را جانشین آن کرد. داستان آن در کتاب استر ( تورات ) از باب اول ببعد مفصل شرح شده است.
خوبی خوشی نیکویی.
وَشتی (Vashti)
(در عبری به معنی «زن زیبا») در عهد عتیق، ملکۀ احشویروش شاه. چون در ضیافت کاخ شوشَن (شوش) از فرمان احشویروش سرپیچی کرد و از نمایش زیبایی خود به مهمانان سر باز زد (اِستر ۱:۱۱) استر به جای او ملکه شد.
خوبی، خوشی، نیکویی.
💡 سیلاب قضا نسترد از دفتر ایام اینها که تو بر خاطر سعدی بنوشتی
💡 مگر یک روز در مطبخ شبانگاه زتابه گوشتی بربود ناگاه
💡 دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست پائی که ره وصل نوشتی پیوست
💡 ای که فرش زمانه ننوشتی وی که از چار و نه بنگذشتی
💡 بنگرفتی اش گر عنان شاه دین به هم در نوشتی سپهر زمین
💡 اگر نام دستان نوشتی بر آب نماندی به آب اندرون هیچ تاب