کلمه «وسه» در زبان فارسی دارای چند معنی است که بسته به زمینه متفاوت استفاده میشود. اولین معنی آن «چماق، عصا یا چوب دستی» است و به وسیلهای اشاره دارد که برای ضربه زدن یا تکیه کردن به کار میرود. دومین معنی «قدرت، قوت و توانایی» است و در این کاربرد، وسه نمادی از زور و توان جسمی یا نفوذ فرد به شمار میرود. سومین معنی آن در اصطلاح عامیانه به «آلت مردانه» یا نره اشاره دارد و کاربردی بدنی و جنسی دارد. این واژه در متون قدیمی و ادبیات فارسی گاه به شکل استعاری برای نشان دادن قدرت و زور فرد به کار رفته است. در فرهنگ مردم، وسه هم میتواند نشانه احترام و اقتدار باشد و هم بیانگر توانایی جسمی یا مهارتی فرد. کاربردهای مختلف این واژه نشان میدهد که یک کلمه میتواند هم معنای مادی و هم معنای نمادین داشته باشد. بنابراین، «وسه» هم وسیلهای فیزیکی، هم نماد قدرت و هم اشاره به ویژگیهای جسمانی انسان است.
وسه
لغت نامه دهخدا
وسه. [ وَ س َ / س ِ ] ( اِ ) چماق. عصا. ( ناظم الاطباء ). چوب دست. چوب دستی. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
به وسه سر بکوب حاسد را
من بگویم اگر تو را وسه نیست.سوزنی.و به تشدید نیز آمده. || قدرت و قوت. ( برهان ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). توانائی. ( ناظم الاطباء ). || آلت مرد. نره. ( فرهنگ فارسی معین ):
روز و شبان به گنبد سیمین شان زدیم
هر ساعتی ز وسّه سیمین یکی ستون.سوزنی.
فرهنگ معین
(وِ سِّ ) (اِ. ) ۱ - چوبدستی. ۲ - (کن. ) آلت مرد، نره.
فرهنگ عمید
عصا، چوب دستی: به وسه سر بکوب حاسد را / من بکوبم اگر تو را وسه نیست (سوزنی: لغت نامه: وسه ).
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱- چوب دستی. ۲- آلت مرد نره: روز و شبان بگنبد سیمین شان زدیم هرساعتی زوسه سیمین یکی ستون. ( سوزنی )
دانشنامه عمومی
وسه (استان ماسوویان). وسه ( به لاتین: Łyse ) یک روستا در لهستان است که در گمینا وسه واقع شده است. وسه ۲٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.