کلمهی «ورکار» در فارسی به معنای میوه یا گیاهی است که درخت ندارد و از بوته یا بیاره به دست میآید. این واژه به گیاهانی اشاره دارد که تنه اصلی ندارند و میوههای آنها نزدیک زمین رشد میکند. نمونههای رایج ورکار شامل خربزه، هندوانه، خیار، کدو و بادنجان هستند. در منابع لغوی و فرهنگهای فارسی، این واژه به بوتهای که میوه میدهد نیز اطلاق شده است و نشاندهنده نوع خاصی از رستنی است که میوهاش از بوته حاصل میشود. علاوه بر کاربرد اصلی، در متون تاریخی و اصطلاحات خاص، «ورکار» گاهی به معنای موضع مخصوص زنان در فرهنگ لوطیان نیز آمده است، هرچند این کاربرد محدود است. همچنین به صورت صفت مرکب، این واژه گاهی برای توصیف کسی که در کار و مشغول به کار است به کار رفته است، اما این کاربرد کمتر رایج است. بهطور کلی، «ورکار» بیشتر به مفهوم میوه یا گیاه بوتهای که تنه ندارد و محصول آن از زمین حاصل میشود شناخته میشود و در متون کشاورزی، ادبی و لغوی جایگاه ویژهای دارد.
ورکار
لغت نامه دهخدا
ورکار. [ وَ ] ( اِ ) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد همچو خربوزه و هندوانه و خیار و کدو و بادنجان و مانند آن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). رستنی که تنه ندارد. ( آنندراج ). || به اصطلاح لوطیان موضع مخصوص زنان. ( آنندراج ). || ( ص مرکب ) در کار و مشغول به کار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(وَ ) (اِ. ) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد مانند: خربزه، هندوانه، خیار و کدو و جز آن.
فرهنگ عمید
۱. بوته ای که میوه می دهد.
۲. میوه ای که از بوته به دست می آید، مانند خربزه، هندوانه، و خیار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) هر میوه که درخت ندارد و بوته وبیاره دارد مانند: خربزه هندوانه خیار کدو وبادنجان.
ویکی واژه
هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد مانند: خربزه، هندوانه، خیار و کدو و جز آن.
جمله سازی با ورکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورکار به فکر و عمل گراید از فکر و عمل برگ و بر چه داری؟
💡 ورکار عاقلی نرود بر ره صواب از وی مبین که آن نه ز فکر خطای اوست
💡 ورکار به صدق نفس و عهد درستست این از تو نیاید به من دلشده بگذار