ورمز

ویکی واژه

اصطلاح باستانی و اشاره به سرزمینی معلوم تحت عنوان مز. ورمز ممکن است به دو قسمت ور که در اینجا کنایه از مرز و محدوده است با صفت مَز که به یک گروه قومی، قبیله‌ای احتمالا متافیزیک اشاره دارد.
نمی‌ده، دهنده نیست. هر ناقارد اِلِی‌یَن وَرمَز. هر کاری بکنی پس نمی‌ده.

جمله سازی با ورمز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو صد گونه گل بد میان فرزد فروزان چو در شب ز چرخ اورمزد

💡 چو نرسی و چون اورمزد بزرگ چو آرش که بد نامدار سترگ

💡 ستمدیده گفت ای خداوند مرد ز فرّ تو فرخنده شد اورمزد

💡 دوان اورمزد از میانه برفت به پیش جهاندار چون باد تفت

💡 امروز اورمزدست ای یار میگسار برخیز و تازگی کن و آن جام باده آر

💡 چو این نامه آرند نزد شما که فرخنده باد اورمزد شما

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز