فرهنگ معین
و ورمال (وَ رُ وَ ) (ص فا. ) (عا. ) = وردارنده و ورمالنده: کسی که پول یا مال اشخاص را بالا می کشد، مال مردم خور.
و ورمال (وَ رُ وَ ) (ص فا. ) (عا. ) = وردارنده و ورمالنده: کسی که پول یا مال اشخاص را بالا می کشد، مال مردم خور.
وردار و ورمال. ۱ - و ردارنده و و رمالنده ( صفت ) کسی که پول یا مال اشخاص را بالا میکشد مال مردم خور. ۲ - ورداری و ورمالی مال مردم خوری.
(عا.)
وردارنده و ورمالنده: کسی که پول یا مال اشخاص را بالا میکشد، مال مردم خور.
💡 هر که از اخلاص برخوردار شد بروی آتش سر بسر گلزار شد
💡 چون سلطان جوان شاه جوانبخت که برخوردار باد از تاج و از تخت
💡 ز حسّ خویش برخوردار از خود نمیدانست جز حق نیک یا بد
💡 ترا گنجست پر اسرار معنی از آن شد دوست برخوردار معنی
💡 سپهر منزلتا با جمیع خسته دلان تویی پناه که باشی ز عمر بر خوردار
💡 کسی که قدح تو گوید ز بخت برنخورد همیشه باش تو از ملک خویش برخوردار