وراج

لغت نامه دهخدا

وراج. [ وِرْ را ] ( ص ) از وَرّاج، مبدل عربی اَرّاج. بسیار دروغگوی. ورغلاننده از مصدر اَرج و اَریج و اَریجَه به قیاس ور و ور زدن به وراج بدل شده. پرحرف. روده دراز. ( فرهنگ فارسی معین ). || پرگوی. ( یادداشت مؤلف ): این زن کنجکاوو وراج از زیر و بالای زندگی آنها خیلی چیزها فهمیده بود. ( فرهنگ فارسی معین از شوهر آهو خانم ص 522 ).

فرهنگ معین

(وِ رّ ) (ص. ) (عا. ) پُر حرف، روده دراز.

فرهنگ عمید

پرحرف، پرگو، بیهوده گو.

فرهنگ فارسی

پرحرف، پرگو، بیهوده گو، پرحرفی، پرگویی
( صفت ) پرحرف روده دراز: این زن کنجکاو و وراج از زیر و بالای زندگی آنهاخیلی چیزها فهمیده بود.

ویکی واژه

(عا.)
پُر حرف، روده دراز.

جمله سازی با وراج

💡 خلق از وی صادر وراجع بوی پرتو بلی صادر از بیضا و راجع باز بر بیضاستی

💡 از هیولا وصوراجسام تا گرددعیان در بدن تا عقل ونفس شخص باشد مستعار

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به گل‌های جنگ، آشوراجو نو هیتومی اشاره کرد.

💡 یقین منصور از وی گشت حاصل مراوراجان جان در عشق واصل

💡 ماندارها با ۵۰ درصد، توراجاها با ۱۴ درصد و بوگینی‌ها با ۱۰ درصد، از جملهٔ اقوام ساکن در سولاوسی غربی محسوب می‌شوند. زبان‌های اندونزیایی، مانداری، توراجایی، بوگیسی و ماککاساری، مهم‌ترین زبان‌های رایج در این استان هستند.

فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز