کلمهی «وخیم» در فارسی به معنای شدید، خطرناک و نگرانکننده است. این واژه معمولاً برای توصیف اوضاع، شرایط یا پیامدهایی بهکار میرود که جدی، بحرانی یا سخت هستند. «وخیم» بیشتر در حوزههای پزشکی، اجتماعی و حوادث کاربرد دارد و نشان میدهد وضعیت از حد معمول فراتر رفته و به مرحلهای رسیده که نیاز به توجه فوری دارد. ریشه این واژه در زبان عربی است و بار معنایی سنگین و هشداردهنده دارد؛ وقتی گفته میشود «حال بیمار وخیم است»، یعنی وضعیت سلامتی او در مرحلهای حساس و تهدیدکننده قرار گرفته است. در زمینههای اجتماعی یا سیاسی نیز، «وخیم شدن اوضاع» به معنای بدتر شدن شرایط به نحوی است که پیامدهای منفی جدی ایجاد میکند. این کلمه معمولاً برای تأکید بر جدیت موضوع به کار میرود و جنبه رسمی و ادبی دارد همچنین در نوشتارهای خبری و تحلیلی نیز بسیار دیده میشود. از نظر معنایی، این کلمه با واژههایی مانند خطرناک، بحرانی، شدید و نگرانکننده هممعنی است.
وخیم
لغت نامه دهخدا
وخیم. [ وَ ] ( ع ص ) دشوار. ( غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || سنگین و گران. ( غیاث اللغات ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || مرد گران و ناموافق. ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ). مرد سنگین و گران و ناپسند. ( ناظم الاطباء ). ج، وِخام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اوخام. ( ناظم الاطباء ). || ناسازگار و ناموافق.( فرهنگ فارسی معین ): و بحکم آنک برنج زار است آب آن وخیم باشد و ناگوار. ( فارسنامه ابن بلخی ).|| بد و زشت. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): اگر در کار خوض کند [ شیر ] که عاقبتی وخیم... دارد... از وخامت آن او را بیاگاهانم. ( کلیله و دمنه ). عاقبت وخیم کدام است. ( کلیله ودمنه ). این جوری وخیم و ظلمی عظیم بود که بر این حیوان رفت. ( سندبادنامه ). اندیشید که عصیان بر ولی نعمت خویش عاقبتی وخیم دارد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || ( طعام... ) طعام ناگوارد. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ناگوارنده. ( مهذب الاسماء ). || ( بلد... ) شهر ناموافق برای ساکنانش. ( از اقرب الموارد ). شهر ناموافق باشندگان. شهر ناموافق و ناسازگار برای سکنی ̍. ( ناظم الاطباء ). || شی وخیم؛ چیز وباآور. [ وبی ]. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(وَ ) [ ع. ] (ص. ) دشوار، سنگین، ناگوار.
فرهنگ عمید
۱. سخت، دشوار، خطرناک.
۲. بد، ناگوار.
۳. [قدیمی] ناسازگار.
فرهنگ فارسی
سخت، دشوار، سنگین، ناگوار، ناسازگار، گران جان
( صفت ) ۱ - دشوار سخت. ۲ - سنگین گران. ۳ - ناسازگار ناموافق. یا عاقبت و خیم. فرجام بد پایان بد: چه خون ریختن کاری صعب است وبی تامل در آن شروع پیوستن عاقبتی وخیم دارد و پشیمانی وحسرت در آن مفید نباشد.
ویکی واژه
دشوار، سنگین، ناگوار.
جمله سازی با وخیم
💡 کاخ سفید و کنگره آمریکا بلافاصله در واکنش به اوضاع وخیم اقتصادی آمریکا قانون بهبود و سرمایهگذاری مجدد ۲۰۰۹ آمریکا را تصویب کرد که به موجب آن بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار از خزانه ملی برای پشتیبانی از وال استریت و تزریق نقدینگی در بازارها در نظر گرفته شد.
💡 تا به سما از سمک دفتر دیوان تست بهر چه می بایدت، فرش وخیم داشتن؟
💡 مصرف این دارو در مواردی همچون دیابتهای ناپایدار جوانان، دیابت وخیم، اسیدوز، ستوز، اغما، اعمال جراحی و همچنین در دوران بارداری ممنوع میباشد.