وثیق

لغت نامه دهخدا

وثیق. [ وَ ] ( ع ص ) استوار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). استوار و محکم. ( ناظم الاطباء ). ج، وِثاق.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
متفق گشتند در عهد وثیق
که نگرداند سخن را یک رفیق.مولوی.- ثوب وثیق؛جامه نیک بافته. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ معین

(وَ ) [ ع. ] (ص. ) محکم، استوار.

فرهنگ عمید

محکم، استوار.

فرهنگ فارسی

محکم، استوار
(صفت ) محکم استوار.

ویکی واژه

محکم، استوار.

جمله سازی با وثیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی بعد از بیش دو سال زندان، با محرومیت از حق مرخصی با وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی به مرخصی ۴۸ ساعته رفت.

💡 مازیار بهاری خبرنگار نشریه نیوزویک با سپردن وثیقه سیصد میلون تومانی آزاد شد.آشویتد پرس،رادیو فردا

💡 مدت کوتاهی بعد از رسانه‌یی شدن خبر بازداشت او با قید وثیقه آزاد شد.

💡 آرش صادقی در تاریخ اول بهمن ۱۴۰۱ به‌طور موقت تا پایان مراحل دادرسی به قید وثیقه از زندان آزاد شد.

💡 اگر تو عاشقی محکم بگیرد دامن عشق که عشق در ره معشوق رهبریست وثیق

💡 و قال (ص): من صلّی قبل العصر أربعا غفر اللَّه له مغفرة عزما، ای هذا الوعد صادق عظیم وثیق.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز