وثاقت

لغت نامه دهخدا

وثاقت. [ وَ ق َ ] ( از ع، اِمص ) استواری: در وثاقت تحریر و لطف تقریر و دقت نظر بی نظیر. ( قاضی نوراﷲ ). رجوع به وثاقة شود.
وثاقة. [ وَ ق َ ] ( ع مص ) استوار شدن. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( تاج المصادر ). استوار گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || استوارکاری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(وَ قَ ) [ ع. وثاقة ] (اِمص. ) ۱ - استحکام، استواری. ۲ - موثقی، معتمدی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) محکم بودن استوار بودن. ۲ - موفق بودن طرف وثوق مردم بودن. ۳ - ( اسم ) استحکام استواری. ۴ - موثقی معتمدی.

جمله سازی با وثاقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بکوفتند رواقت همی بسنگ و بچوب برفتند وثاقت همی ز خشک و زتر

💡 بنوش آن جام اگر داری تو طاقت ز هستی کن خراب آنگه وثاقت

💡 آراسته بساطت و افروخته وثاقت از سروران دولت وز نیکوان چاکر

💡 من و زین پس زمین‌بوس وثاقت ندارم بیش از این برگ فراقت

💡 تا نهالی و لحافت نبود چندین دست در وثاقت شب سرما منشان مهمانرا

💡 همی خواهم که آیم در وثاقت ولی خوفم همه از پاسبان است

💡 در علوم حدیث، بررسی وثاقت راویان یکی از مهم‌ترین مراحل برای تشخیص درستی یا نادرستی یک روایت و اعتبار بخشیدن به احادیث نبوی محسوب می‌شود.

💡 دانشمندان دینی با بررسی دقیق زندگی‌نامه و سیره اخلاقی افراد، سعی می‌کنند میزان وثاقت آن‌ها را در نقل اخبار و روایات تاریخی مورد سنجش قرار دهند.

💡 اگر از وثاقت یک شخص در نقل اخبار اطمینان حاصل نشود، نمی‌توان به گفته‌های او در مباحث حقوقی و فقهی به عنوان یک منبع معتبر تکیه کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران