واگوی. ( اِمص مرکب ) مرادف بازگوی. بازگفتن حرف شنیده را که مردم با هم گویند. || باز دادن جواب از گنبد و حمام. ( آنندراج ):
در این گلخن برآید از در و بام
صدای کودک و واگوی حمام.زلالی ( آنندراج ).|| در اصطلاح موسیقی، جماعه خوانندگان چون حاضر شوند نقشی را که جماعه اول تمام کنند همان نقش را جماعه دوم سر کنند. ( آنندراج ).
(اِمص. ) ۱ - بازگفت سخن نشنیده. ۲ - بازتاب صوت در داخل گنبد، حمام یا در کوه. ۳ - تکرار بیت یا مصراعی که توسط دسته ای خوانده می شود، توسط دستة دیگر.
بازگفت سخن نشنیده.
بازتاب صوت در داخل گنبد، حمام یا در کوه.
تکرار بیت یا مصراعی که توسط دستهای خوانده میشود، توسط دستة دیگر.
💡 ز سوز دل که به واگویه بر زبان گذرد به یک دو حرف حذر می توان فریفت مرا
💡 من چنان اطلال خواهم در خطاب کز صدا چون کوه واگوید جواب
💡 طرقواگویان ز کوفه پیک هر دل پیشرو شد برد سوی کربلایت یا حبیببن مظاهر
💡 دانی که دعا گویم هر جا که ثنا گویم بین کز تو چه واگویم هاده چه به درویشان
💡 برای آنک واگوید؛ نمودم گوش کَرّانه که یعنی: من گران گوشم! سخن را بازفرمایی؟
💡 شرابِ حکمت شرعی خورید اندر حریم دین که محرومند ازین عشرت هواگویان یونانی