وارسی

وارسی

لغت نامه دهخدا

وارسی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) بازرسی.سرکشی. تفتیش. به معنی سرکشی و بازدید است بر کارهای سپرده به خود یا بر کارهایی که خود به دیگری سپرده.( از فرهنگ ترکتازان ). رسیدگی کردن به چیزی یا به کاری. ممیزی. رسیدگی و دقت و غوررسی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(رَ ) (اِمص. ) بازرسی، به دقت رسیدگی کردن.

فرهنگ عمید

بازرسی، رسیدگی به کاری یا چیزی، ممیزی.

فرهنگ فارسی

بازرسی، رسیدگی به کاری یاچیزی، ممیزی
(اسم ) ۱ - سرکشی بکاری تفتیش. ۲ - ممیزی

دانشنامه عمومی

ورسی ( به ایتالیایی: Varsi ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان پارما واقع شده است.
ورسی ۷۹٫۶ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۳۵۲ نفر جمعیت دارد و ۴۲۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

ویکی واژه

بازرسی، به دقت رسیدگی کردن.

جمله سازی با وارسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهل هم نیرنگ آگاهی است اما فهم‌کو ماسواگر وارسی اسمی است از الله ما

💡 هرچند تا عنقا رسی براوج همت نارسی از خود برآتا وارسی‌کیفیت بام مرا

💡 آوارسین یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان کیوان،بخش مرکزی شهرستان خدا آفرین واقع شده‌است.

💡 به این تحمل و طاقت نزاریا که تو داری سفر مکن دگر ار زنده وارسی به دیارت

💡 تا به رنگش وارسی ازنقش ما غافل مباش بحر در جیب حباب اینجا نفس دزدیده است

💡 چندانکه وارسیدیم ز آیینه عکس دیدیم بیدل تلاش تحقیق بوده‌ست واژگونی

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز