لغت نامه دهخدا
هولکی. [ هََ / هُو ل َ ] ( ص نسبی،ق ) در تداول عامه، بشتاب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- هول هولکی؛ شتابزده. به شتابی تمام. با دستپاچگی.
هولکی. [ هََ / هُو ل َ ] ( ص نسبی،ق ) در تداول عامه، بشتاب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- هول هولکی؛ شتابزده. به شتابی تمام. با دستپاچگی.
در تداول عامه بشتاب هول
howleki
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترسم بدرگه آید و در حال می دود مجهولکی که خواجه مرا گفت رو بگیر
💡 یکی مجهولکی پیش درش بود چو سگ کوحاجب مردار باشد