هنگفت

لغت نامه دهخدا

هنگفت. [ هََ گ ُ ] ( ص ) گنده و سطبر و ضخیم. ( برهان ):
بهترین جامه ای بود هنگفت
مر مرا اوستاد چونین گفت.سنائی.فرستادم به خدمت رقعه وی
به دست پهلوی هنگفت و لمتر.ابن یمین.|| کنایه از بسیار هم هست و صاحب مؤیدالفضلا بجای نون تا آورده است که هتگفت باشد. ( برهان ).

فرهنگ معین

(هَ گُ ) (ص. )۱ - ستبر، کلفت. ۲ - بسیار، فراوان.

فرهنگ عمید

۱. ستبر، گنده.
۲. زیاد، بسیار.

فرهنگ فارسی

ستبر، گنده، زیاد، بسیار
( صفت ) ۱- ستر ضحیم کلفت. ۲- پارچ. کلفت و ضخیم: بهترین جامه ای بود هنگفت مر مرا اوستاد چونین گفت. ( حدیقه ) ۳- بسیار فراوان: مال هنگفت.

ویکی واژه

ستبر، کلفت.
بسیار، فراوان.

جمله سازی با هنگفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گه یکی چید نگار من و بر سینهٔ من نصب کرد آن گل و بوسیدم دستش هنگفت

💡 کمان کشید و نزد بر هدف که نتوان دوخت مگر به خامهٔ فولاد جامهٔ هنگفت

💡 از چیست که با ثروت هنگفت مدام اندر صدد غارت ایران هستند

💡 دیویس با دریافت گواهی‌نامه شایستگی ریاست جمهوری برای فراهم نمودن مقدار کافی آلومینیوم به دولت در جریان جنگ جهانی دوم، آلکوا را به یک غول صنعتی مبدل کرد. او خود نیز به عنوان بزرگ‌ترین سهامدار این شرکت، ثروت هنگفتی اندوخت و این امر باعث شد تا او همواره با واشینگتن در مقابله‌های شخصی قرار داشته باشد. هنگام بازنشسته شدن وی از آلکوا در ۱۹۵۷ میلادی، او به عنوان سومین فرد ثروت‌مند دنیا محسوب می‌گردید.

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز