واژه «هنرنامه» در زبان فارسی به معنای کتاب یا اثری است که به شرح و بیان هنر، هنرمندان و یا سرگذشت و آثار آنان میپردازد و در برخی کاربردهای قدیمیتر، به آثاری گفته میشود که در آنها داستانها، سرگذشتها و گزارشهایی از بزرگان و صاحبان هنر گردآوری شده است. این واژه از ترکیب «هنر» به معنای مهارت، توانایی و خلاقیت و «نامه» به معنای کتاب یا نوشته تشکیل شده و در مجموع به متنی اشاره دارد که درباره هنر و اهل هنر نگاشته شده باشد. در متون کلاسیک فارسی، «هنرنامه» گاهی به مجموعهای از داستانها یا روایتهای ادبی نیز اطلاق شده که در آنها جنبههای هنری و ادبی برجسته بوده است. این اصطلاح در آثار شاعرانی مانند نظامی نیز به کار رفته و در آنجا به نوعی از نوشتههای ادبی و روایتهای مربوط به هنرمندان اشاره دارد. هنرنامه میتواند شامل شرح زندگی، آثار و ویژگیهای اخلاقی و هنری افراد برجسته باشد و در واقع نوعی ثبت و نگارش تاریخ هنری محسوب شود. در برخی منابع لغوی، این واژه به معنای کتابی در زمینه هنر یا حتی کتاب شعر نیز آمده است که نشاندهنده گستردگی کاربرد آن در گذشته است. هنرنامهها در ادبیات کهن نقش مهمی در حفظ و انتقال فرهنگ و هنر ایفا میکردند و به عنوان منبعی برای شناخت هنرمندان و آثار آنان مورد استفاده قرار میگرفتند. این واژه از نظر ساختاری نشاندهنده پیوند میان هنر و نوشتار است و بر اهمیت ثبت و ماندگاری هنر در قالب کتاب تأکید دارد. بنابراین، این کلمه به اثری نوشتهشده گفته میشود که به بیان هنر، هنرمندان و یا سرگذشت آنان میپردازد و در متون قدیمی گاهی به کتابهای ادبی و هنری نیز اطلاق شده است.
هنرنامه
لغت نامه دهخدا
هنرنامه. [ هَُ ن َ م َ / م ِ] ( اِ مرکب ) سرگذشت بزرگان و هنرمندان:
هنرنامه های عرب خوانده بود
در آن آرزو سالها مانده بود.نظامی.قدر اهل هنر کسی داند
که هنرنامه ها بسی خواند.نظامی.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱- کتابی که درمبحث هنری یافنی. ۲- کتاب شعر.
ویکی واژه
هنر + نامه
جمله سازی با هنرنامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنرنامههای عرب خوانده بود در آن آرزو سالهامانده بود
💡 تاج گفت آمده آنروز که دست و دل شاه از هنرنامه شاهان جهان سازد طی
💡 گنجینهٔ ذوق است و هنرنامهٔ تاریخ آیینهٔ علمست و نمایندهٔ عرفان
💡 چو رزم شاه هنرنامهٔ شگفت بخوان چو فتح شاه ظفرنامهٔ بدیع بیار