هندوبار
لغت نامه دهخدا
هندوبار. [ هَِ ] ( اِخ ) از: هندو + بار ( پساوند مکان ). کشور هندوان. ( از حاشیه برهان چ معین ). هندوستان. ( برهان ). جای هندوها:
به خاتم تو که دریاش در کمرگاه است
به خامه ات که به سر میرود به هندوبار.کمال اسماعیل.قلم به یمن یمینش چو گرم رومرغی است
که خط به روم برد دمبدم ز هندوبار.سعدی.|| ( اِ مرکب ) کنایه از دوات سیاهی هم هست. ( برهان ).
فرهنگ معین
(هِ ) (اِ. ) هندوستان.
فرهنگ فارسی
بمعنی هندوستان است کشور هندوان.
هندوستان، هندولاخ هم گفته شده است
( اسم ) دوات مرکب ( سیاه ) زنگبار: به خانم تو که دریاش تاکمرگاه است به خامه ات که بسر میرود به هندوبار. ( کمال رشیدی )
ویکی واژه
هندوستان.
جمله سازی با هندوبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درون به قعه چین و برون هندوبار حدود کشور روم و ولایت ارمن
💡 مثال کلک تو جاری ست بر سیاه و سپید ز شرق و غرب جهان تا به روم و هندوبار