همکنش
مترادفها
تعامل، اثر متقابل
فرهنگ عمید
همکار، هم کردار.
فرهنگستان زبان و ادب
{agonist} [پزشکی] 1. دارویی که موافق با اثر داروی دیگر عمل کند 2. عضله ای که باعث شروع حرکت در بدن شود
ویکی واژه
۱. دارویی که موافق با اثر داروی دیگر عمل کند
جمله سازی با همکنش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریشههای سازمان آوسکانزوکوس از مذاکره بین دریابد آرلی بورکه از نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا و دریابد لرد لوئیس مونتباتن از نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا در سال ۱۹۶۰ (میلادی) برمیآید. آرمان آنها هماهنگسازی سیاستگذاری و پیشگیری (و اگر نشد، کمینهسازی) بروز هر مانعی برای همکنشپذیری ارتباطات دریایی با معرفی نزدیکمدت تجهیزات ارتباطی پیشرفته تازه بود. با پیوستن نیوزیلند به عنوان عضو کامل در سال ۱۹۸۰ (میلادی) آوسکانزوکوس به سازمان پنج ملیتی کنونی تبدیل شد.