همسرا
لغت نامه دهخدا
هم سرا.[ هََ س َ ] ( ص مرکب ) هم خانه. رجوع به هم سرای شود.
فرهنگ عمید
کسی که با دیگری در یک خانه زندگی کند، هم خانه.
فرهنگ فارسی
هم خانه
همسرای، همخانه، دریک خانه بایکدیگرزندگی کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{chorister} [موسیقی] عضو گروه هم سُرایان
ویکی واژه
عضو گروه همسُرایان.
جمله سازی با همسرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز عدلش همسرا گنجشک با مار به دورش چرغ آهو را هوادار
💡 ور درخت دیو میداری بهجای با سگ و با دیو باشی همسرای
💡 چو یک هفته با همسران بودمی تماشا کنان مِیخوران بودمی
💡 زندگی در یک خانه اشتراکی با یک همسرا میتواند تجربهای بسیار آموزنده از نظر مدیریت منابع مشترک و یادگیری نحوه تعامل با شخصیتهای مختلف باشد.
💡 دانشجویان هنگام انتخاب محل سکونت، معمولاً سعی میکنند همسرا یا همخانهای را انتخاب کنند که با سبک زندگی و ساعات مطالعه آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد.
💡 برای جلوگیری از تنشهای احتمالی در فضای مشترک، برقراری قوانین روشن و توافق بر سر وظایف نظافتی میان هر همسرا بسیار ضروری و راهگشا است.