کلمهی «همهمه» در فارسی به معنای صدای جمعی و ممتد مردم یا حیوانات است. این واژه برای توصیف شنیده شدن صدای پراکنده و پشت سر هم به کار میرود. همهمه معمولاً از جمع شدن افراد یا اتفاقات ایجاد میشود و حالت شلوغی و سروصدا را نشان میدهد. این صدا ممکن است ناشی از گفتگو، اعتراض، شادی یا اضطراب جمعی باشد. در ادبیات فارسی، «همهمه» برای ایجاد حس زندگی، جنب و جوش و فعالیت در صحنه به کار میرود. گاهی همهمه بهصورت مثبت است و نشاندهنده شادمانی و سرزندگی است و گاهی نیز بار معنایی منفی دارد و آشفتگی یا بینظمی را نشان میدهد. این کلمه با واژههایی مثل غوغا، سر و صدا، همهمویی و جنجال هممعنی است. این واژه در مکالمات روزمره، اخبار و گزارشها برای توصیف محیطهای پرجمعیت به کار میرود. استفاده درست از این واژه، تصویر واقعی و زندهای از محیط و صحنه در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
همهمه
لغت نامه دهخدا
( همهمة ) همهمة. [ هََ هََ م َ ] ( ع مص ) خوابانیدن زن کودک را به آواز. ( منتهی الارب ). || برگردانیدن آواز در سینه از اندوه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بانگ کردن شیر. ( اقرب الموارد ). || بانگ کردن رعد. || ( اِ ) سخن نرم و آواز خفی که فهمیده نشود مثل آواز گاو و پیل و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || هر آواز که با گرفتگی از گلو آید. ( منتهی الارب ). ج، هماهم. ( اقرب الموارد ). || در تداول فارسی زبانان، آوازهای بسیار درهم افتاده که تمیز آن از یکدیگر نتوان داد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(هَ هَ مِ ) [ ع. همهمة ] (اِ. ) صداهای درهم و برهم جماعت.
فرهنگ عمید
صداهای درهم و برهم از حیوانات یا مردم.
فرهنگ فارسی
صدای درهم برهم ا حیوانات یامردم، هماهم جمع
( اسم ) ۱- سخن نرم ووازخفی که فهمیده نشود: ۲- هرکه آوازکه باگرفتگی گلو بر آید. ۳- صداهای درهم وبر هم حیوانات یا انسان.
فرهنگستان زبان و ادب
{walla} [سینما و تلویزیون] گفت وگوهای نامفهوم پس زمینه
ویکی واژه
همهمة
صداهای درهم و برهم جماعت.
جمله سازی با همهمه
💡 ز دو سوی بودند شادان همه فکندند در شهر بس همهمه
💡 بگفتا شنیدم از او زمزمه که با خویشتن داشتی همهمه
💡 شد همهمه و شورش آن عرصه جهانگیر افتاد به ذرات سراسر همه غوغا
💡 زین زمزمه نغز و مقامات حزین است زان همهمه مرگ و مناجات و اذان است