همشیر

لغت نامه دهخدا

همشیر. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم شیر. برادر رضاعی. ( آنندراج ). دو کودک ( دختر یا پسر ) که از یک پستان شیر خورند. رضیع. رضیعة.

فرهنگ عمید

کسی که با دیگری از یک پستان شیر خورده باشد، دو کودک که یک دایه آن ها را شیر داده باشد.

فرهنگ فارسی

دوکودک که باهم ا یک دایه شیرخورده باشند

جمله سازی با همشیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا تو تاریک و ملول و تیره ای دان که با دیو لعین همشیره ای

💡 شاهی شده هم گوهر او احمد مرسل شیری شده همشیره او جعفر طیار

💡 یونس خورشید تابان آمد از ماهی برون با حمل همشیر شد در سبزه زار آسمان

💡 بزیر پای مر او را چه دشت و چه دریا چه قلعه های فلک برج بیستون همشیر

💡 مه و خور بحسنند همشیرهٔ تو از آن سان که گل را برادر شکوفه

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز