فرهنگ فارسی
هم دوره بودن هم عصری.
هم دوره بودن هم عصری.
{synchrony} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] زمان بندی مشترک میان فرستنده و گیرنده
هَمزمانی (روان شناسی)(synchronicity)
اصطلاحی در فراروان شناسیو از مفاهیم اصلی در نظریۀ کارل یونگ، روان پزشک سوئیسی برای توجیه برخی از پدیده های فراهنجارو دیگر پدیده های ابهام آمیز، نظیر پیشگویی و طالع بینی. طبق نظر یونگ، بین برخی مسائل هیچ رابطۀ علّی وجود ندارد؛ مثل دو فکر مشابه در زمانی واحد بین دو فرد که در مکان های مختلف قرار دارند یا رویایی بدشگون و رویداد مرتبط با آن. در ضمن این رخدادها کاملاً هم تصادفی نیستند. اما بین این رخدادهای کم وبیش همزمان، نوعی همزمانی معنی دار وجود دارد، به نحوی که نشان دهندۀ ظهور عملی ادراک مربوط به فرآیندهای الگویی در ناخودآگاه جمعیاست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اطلاعات متقابل نقطه ای را میتوان بین [۱+,۱-]عادی سازی کرد که به ۱- (در حد) برای اینکه هرگز با هم اتفاق نیفتند، ۰ برای استقلال، و +۱ برای همزمانی کامل نتیجه میدهد.
💡 پس از بیش از ۵۰ سال برگزاری در اواخر مارس یا اوایل آوریل، در سال ۲۰۰۴ برگزاری این جشن به اواخر فوریه یا اوایل مارس تغییر کرد که احتمالاً دلیل آن اجتناب از همزمانی این جشن با سایر برنامههای مهم در تلویزیون است.
💡 در دو مرحلهٔ اول، تمرکز ما روی تناسب و همزمانی است. در دو مرحلهٔ دیگر نیز تمرکز روی موقعیت، و دیگر مسائل مربوط به کارایی است.