لغت نامه دهخدا
هم خون. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو تن که قرابت نسبی دارند. ( یادداشت مؤلف ).
هم خون. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو تن که قرابت نسبی دارند. ( یادداشت مؤلف ).
دو تن که قرابت نسبی دارند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ارغوان» از مشهورترین اشعار هوشنگ ابتهاج است. این شعر با عبارت «ارغوان! شاخهٔ همخونِ جداماندهٔ من» آغاز میشود و شامل ۱۰ بند است.
💡 همخونی میتواند سبب افسردگی همخونی شود که کاهش توانایی زیستی یک جمعیت معین به دلیل همخونی است.