لغت نامه دهخدا
همتایی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) همتا بودن. نظیر بودن. ( یادداشت مؤلف ). برابری کردن:
غزال اگر به تو میکرد لاف همتایی
برآمده ست کنون شاخش از پشیمانی.؟|| انبازی و شرکت. ( آنندراج ).
همتایی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) همتا بودن. نظیر بودن. ( یادداشت مؤلف ). برابری کردن:
غزال اگر به تو میکرد لاف همتایی
برآمده ست کنون شاخش از پشیمانی.؟|| انبازی و شرکت. ( آنندراج ).
(هَ ) (حامص. )۱ - همانندی. ۲ - تساوی، برابری.
۱- نظیر بودن همانندی. ۲- تساوی برابری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزاران مکر سازد او، هزاران نقش بازد او اگر با تو بسازد او، تو پنداری که همتایی
💡 ماهرویا مه رویت چه جهانآراییست در چمن قامت سرو تو چه بیهمتاییست
💡 دلم ز هر دو جهان در غمت ازان یکتاست که در زمانه نداری به حسن همتایی
💡 جد من هست صبور آن که به کاشان او را با عم خوبش صبا دعوی همتایی بود
💡 گر، می بود خدای را همتایی من می گفتم علیست همتای خدا