همایونی

لغت نامه دهخدا

همایونی. [ هَُ ] ( ص نسبی ) بلندمرتبه. والامقام. عالی. || از القاب خاص شاه در سلسله پهلوی.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص نسب. ) منسوب به همایون. (در مورد شاه استعمال شود: اعلی حضرت همایونی، موکب همایونی ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به همایون. توضیح در مورد شاه استعمال شود اعلی حضرت همایونی دربار همایونی موکب همایونی.

جمله سازی با همایونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو سیمرغ همایونی که عالم زیر پرداری چسان با این شکوه و فر گزیدی کنج گلخن‌ها

💡 او ابتدا به عنوان کنیز به حرم همایونی آورده شد و در مدت کوتاهی نورچشمی ابراهیم یکم شد. او نخستین نورچشمی ابراهیم یکم پس از تصاحب تاج و تخت بود و وقتی تنها ۱۶ سال داشت سلیمان دوم را به دنیا آورد.

💡 فعالیت‌های آموزشی این مدرسه مورد تحسین ناصرالدین‌شاه قاجار، که برای چند سال سالی ۲۵۰ تومان به آن اهدا کرد و مظفرالدین‌شاه قاجار قرار گرفت. این مدرسه همچنین توجه مقام‌های عالی رتبهٔ ایرانی و اروپایی را هم جلب کرد که از آن میان می‌توان به میرزاجواد خان، رئیس مدرسهٔ همایونی تبریز، و یکی از مجتهدان تبریز اشاره کرد.

💡 کدام‌ کاخ همایونی ای عمارت میمون که هست برتری سده‌ات ز سدره محقق

طویله یعنی چه؟
طویله یعنی چه؟
استرا یعنی چه؟
استرا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز