همانندی
مترادفها
شباهت، موازی بودن
متضادها
تفاوت، ناهمسانی، اختلاف
لغت نامه دهخدا
همانندی. [ هََ ن َن ْ ] ( حامص مرکب ) شباهت. به یکدیگر مانستن. مماثلت. تشابه. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(هَ نَ ) (حامص. ) شباهت، مانندگی.
فرهنگ فارسی
شباهت مانندگی.
ویکی واژه
شباهت، مانندگی.
جمله سازی با همانندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فلوره در مقایسه با شمشیر سابْر بیشتر با شمشیر اِپِه همانندی دارد، اما تیغهٔ اپه از فلوره سفتتر، محافظ دست آن بزرگتر، و وزن آن سنگینتر است.
💡 ماریان موله بر این باور است که برخلاف برخی همانندیها، چشمانداز نظامهای هخامنشی و گاهانی به کلی از هم متفاوت بودهاند. نظام نخست مفهوم سلطنت و اساس نظام دوم مفهوم باروری بودهاست.
💡 با بررسی دقیق ویژگیهای ژنتیکی، دانشمندان توانستند میزان همانندی بین گونههای مختلف گیاهی را در مناطق مختلف جنگلهای آمازون به دقت بالا تعیین کنند.
💡 وجود همانندی ساختاری میان برخی از پروتئینها میتواند باعث شود که آنها عملکردهای مشابهی در بدن داشته باشند، هرچند که توالی آمینواسیدی آنها متفاوت باشد.
💡 در تحلیلهای ادبی، همانندی میان سبک نوشتاری دو نویسنده بزرگ میتواند نشاندهنده تأثیرپذیری عمیق یا اشتراک فرهنگی آنها در یک دوره تاریخی خاص باشد.