هم زن
فرهنگ معین
( ~. ز ) (اِمر. ) وسیله ای برای مخلوط کردن، به ویژه مخلوط و همگن کردن مواد غذایی مایع.
فرهنگستان زبان و ادب
{agitator} [شیمی] افزاره ای برای مخلوط کردن مواد در مایعات
{mixer} [عمومی] وسیله ای برای هم زدن و مخلوط کردن مواد غذایی
جمله سازی با هم زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ارمنیها (عمدتاً مسیحیان همشین) نیز در این منطقه حداقل از قرن هجدهم زندگی کردهاند.
💡 در مسیحیت و طبق کتاب مقدس مسیحی (عهدقدیم و عهدجدید) خداوند هم مردان (نبی) و هم زنان (نبیّه) را بر طبق حکمت خود به پیامبری برمیگزیند.
💡 از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست خان و مان بر هم زنی شوخ بلایی برنخاست
💡 اشغال دو عالم را در مجلس قلاشان چون زلف نکورویان بر هم نه و بر هم زن
💡 کامرانی های خطت یک دو روزی بیش نیست چشم تا بر هم زنی این کاروان خواهد گذشت
💡 در متون تاریخی و ادبی قدیمی، هم زن پادشاه معمولاً از طبقات نجیبزاده انتخاب میشد تا از تداوم اصالت و قدرت خاندان سلطنتی اطمینان حاصل شود.
💡 زندگی هم زن در دورانی که حقوق زنان به رسمیت شناخته نمیشد، همواره با چالشهای بسیار بزرگ و محدودیتهای اجتماعی و خانوادگی گستردهای همراه بود.
💡 او به عنوان هم زنِ قدرتمندِ فرمانروای وقت، نقش مهمی در مدیریت امور داخلی قصر و حفظ تعادل میان جناحهای مختلف سیاسی ایفا میکرد.