هم رس

لغت نامه دهخدا

همرس. [ هََ رَ ] ( اِ ) درم و دینار. ( برهان ). برساخته دساتیر است. ( حواشی معین بر برهان ).

فرهنگ معین

( ~. رَ ) (ص. ) هم آهنگ، یک جهت، متفاوت.

فرهنگ عمید

هماهنگ، یک جهت، متقارب.

فرهنگ فارسی

هم آهنگ، یک جهت، متقارب

فرهنگستان زبان و ادب

{concurrent} [ریاضی] ویژگی دو یا چند شیء هندسی، مانند خط و صفحه، که نقطۀ مشترک دارند

ویکی واژه

هم آهنگ، یک جهت، متفاوت.

جمله سازی با هم رس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناوک آن غمزه هر کس راست، ما را هم رسد چون مقدر گشت روزی، فکر دیر و زود چیست؟

💡 چه حاصل گرچه عمری غم کشیدند که ببریدند چو درهم رسیدند

💡 سر هر دو از تن به هم رسته بود تنانشان به هم باز پیوسته بود

💡 به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل

💡 هرگه مژه برهم رسد این باغ خزان است تا فرصت نظاره بهار است ببینید

💡 ننگ وفاست دعوی در مشرب محبت چشمی بهم رسانید کز گریه تر نگردد

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز