لغت نامه دهخدا
هشنگ. [ هََ ش َ ] ( ص ) مردم بی سروپا و مفلس. ( برهان ). اصل درخت بی سروبن است، و مأخذ فرهنگهای دیگر صحاح الفرس است. ( از حاشیه برهان چ معین از فرهنگ نظام ).
هشنگ. [ هََ ش َ ] ( ص ) مردم بی سروپا و مفلس. ( برهان ). اصل درخت بی سروبن است، و مأخذ فرهنگهای دیگر صحاح الفرس است. ( از حاشیه برهان چ معین از فرهنگ نظام ).
(هَ شَ ) (ص. ) ۱ - بی سر و پا. ۲ - فرومایه، مفلس.
۱. بی سروپا.
۲. مفلس.
۳. فرومایه.
۴. کنده و تنۀ درخت بریده شده.
(صفت ) ۱- مردبی سروبن باشد. ۲- شخص بی سرروپا ومفلس.
بی سر و پا.
فرومایه، مفلس.
💡 اَلقار نام روستایی است در دهستان کاهشنگ از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند، واقع در استان خراسان جنوبی که بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۰۸ نفر (در ۵۹ خانوار) و طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۱۲۳ نفر (در ۵۰ خانوار) بودهاست.
💡 استخر نام روستایی است در دهستان کاهشنگ از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند، واقع در استان خراسان جنوبی که بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۰۸ نفر (در ۲۵ خانوار) و طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۶۳ نفر (در ۲۳ خانوار) بودهاست.
💡 ارویج ارویچ نام روستایی است در دهستان کاهشنگ از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند، واقع در استان خراسان جنوبی که بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۸۳ نفر (در ۲۱ خانوار) و طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۴۶ نفر (در ۱۸ خانوار) بودهاست.