هرسه

لغت نامه دهخدا

( هرسة ) هرسة. [ هََ رِ س َ ] ( ع ص ) پرهراس و هراس نام درختی است: ارض هرسة؛ زمین درخت هراسناک. ( منتهی الارب ). زمینی که هراس رویاند. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پر هراس و هراس نام درختی است

جمله سازی با هرسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مران هرسه را نوز ناکرده نام چو بشنیدم این دل شدم شادکام

💡 جامی و بتی و بربطی بر لب کشت این هرسه مرا نقد و تو را نسیه بهشت

💡 داشت‌ شخصی ‌از همه‌ عالم‌ سه‌ دوست هرسه با او جور و او با هر سه جور

💡 سخن‌ خوب‌‌ و دل‌ خوب‌ و خوش کار کرد چو این‌ هرسه‌ شد خوب‌،‌خوبست مرد

💡 چو این هرسه زین گونه آری به دست سپه ساز گردان خسرو پرست

💡 ای پسر، نیک حذردار از این هرسه عدو یک دوبار اینت بگفته‌ستم وین بار سوم

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز