هرزه گرد

لغت نامه دهخدا

هرزه گرد. [ هََ زَ / زِ گ َ ] ( نف مرکب ) هرجایی. ( یادداشت به خط مؤلف ). کسی که در همه جا آمد و شد می کند و سخن چینی می نماید. ( ناظم الاطباء ):
خواجه غلامی خرید دیگر تازه
سست هل و هرزه گرد و لتره ملازه.منجیک ترمذی.هرزه گرد بی نماز هوس باز که روزها به شب آرد در بند شهوت. ( گلستان ).
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زین سفر دراز خود عزم وطن نمی کند.حافظ.دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود.حافظ.|| آواره. ( ناظم الاطباء ). رجوع به هرزه رو و هرزه دو شود. || ( اِ مرکب ) در تداول مردم سلطان آباد اراک نام چرخ ساده پایه داری است که کلاف نخ را به گرد آن افکنند و با استفاده از گردش آن باز کنند.

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (ص فا. ) آواره، ولگرد.

فرهنگ عمید

کسی که بیهوده به همه جا می رود، آواره، ولگرد.

ویکی واژه

آواره، ولگرد.

جمله سازی با هرزه گرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جا نگیری بر من نه به بر دلبر من هرزه گردی کنی اندر پی آزار منی

💡 بیا که غلغله در شهر دلبران فکنیم جنون زنده دلان هرزه گرد صحرا نیست

💡 کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری همچو موج هرزه گرد از روی دریا نگذری

💡 گداز انفعالم مانعست از هرزه گردیها به این نم یک دو دم شیرازهٔ خاک پریشانم

💡 گشت معلومم نگاهش هرزه گردی کرده است هیچکس در پیش چشمش چون تغافل کیش نیست

💡 نگاه هرزه گردم شد سبک پرواز بستانی که باز از اشک نومیدی گرانبارست مژگانم

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز