هادو

ویکی واژه

همیشه ایستاده، مدام سرپا بودن، شاید پادو هم تعبیر گردد. ها دوو ها. یالله بلندشو دیگه.

جمله سازی با هادو

💡 شورم اندر جان شیرین اوفتد فرهادوار هرکجا بر هم زنی ای خسرو خوبان مژه

💡 در ۱۴ آوریل ۱۹۱۲ فرماندهٔ کشتی هربرت هادوک سیگنال‌های خطر از خواهر کشتی المپیک، تایتانیک دریافت کرد اما آن‌ها خیلی از محل حادثه دور (بیش از ۵۱۰ مایل) بودند.

💡 اصطلاحنامه پزشکی فارسی کتابی از فاطمه رهادوست، مریم کارزانی و میرمهدی ابراهیم پور است که در سال ۱۳۸۴ منتشر و در مراسم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان کتاب برگزیده معرفی شد.

💡 در ششمین روز از سفر دریایی المپیک، نیروی دریایی سلط‌نتی بریتانیا به کاپیتان هادوک هشدار داد که چهار زیردریایی در تعقیب المپیک هستند.

💡 بنگه هادوریان را ماند این دل کز طمع هر دمش بینم به جایی الغیاث ای دوستان

💡 تیشه بر سر کوفت از ناقابلی فرهادوار مفتقر، هرچند می‌گوید به شیرینی سخن

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز