نیروی گردش
مترادفها
نیروی چرخشی
فرهنگستان زبان و ادب
{cornering force, side force} [قطعات و اجزای خودرو، مهندسی بسپار- تایر] نیرویی که باعث می شود خودرو بتواند پیچ جاده را طی کند؛ جهت این نیرو مخالف نیروی مرکزگریزی است
ویکی واژه
نیرویی که باعث میشود خودرو بتواند پیچ جاده را طی کند؛ جهت این نیرو مخالف نیروی مرکزگریزی است.
جمله سازی با نیروی گردش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز گشت سپهر آتش آمد پدید که آتش ز نیروی گردش دمید
💡 نیروی گردش ناشی از چرخش زمین، باعث ایجاد الگوی مشخصی در جهت جریانهای اقیانوسی و جهت بادهای بزرگ در سطح سیاره میشود.
💡 در موتورهای احتراق داخلی، نیروی گردش حاصل از حرکت پیستونها باعث چرخش محور اصلی و انتقال قدرت به سایر قسمتهای خودرو میگردد.
💡 مهندسان مکانیک برای طراحی توربینهای بادی، باید میزان نیروی گردش و گشتاور تولید شده را با دقت بسیار بالایی محاسبه و تحلیل کنند.