لغت نامه دهخدا
نکته گیری. [ن ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) ایرادگیری. اعتراض. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل نکته گیر. رجوع به نکته گیر شود.
نکته گیری. [ن ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) ایرادگیری. اعتراض. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل نکته گیر. رجوع به نکته گیر شود.
( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) ایراد - گیری، عیب جویی.
ایراد گیری اعتراض.
ایراد - گیری، عیب جویی.
💡 به افسون سخن بندم زبان نکته گیری را که خود را بینظیر عصر داند در سخندانی
💡 اگر نکته گیری که قایل توئی ز وحدت گرائی به نقش دوئی
💡 مشو فانی به حرف و نکته گیری ز کلک صنع اگر زشت است اگر خوب