نکته سنج. [ ن ُ ت َ / ت ِ س َ ] ( نف مرکب ) کسی که در سخن اندیشه می کند و آن را می سنجد. سخن دان. اهل کلام. ( ناظم الاطباء ). آنکه نکته های باریک و لطیف را درک و بیان کند. ( فرهنگ فارسی معین ). دقیقه یاب. دقایق شناس:
باز کلک نکته سنجم مطلعی از سر گرفت
مطلعی چون شعله آه از دلم شد رونما.شفیع اثر ( از آنندراج ).|| نکته گیر. خرده گیر.
( ~. سَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. )باریک - بین، تیز فهم.
شخص باریک بین و تیزفهم و خوش ذوق که در سخن اندیشه می کند.
باریک - بین، تیز فهم.
💡 بغیر صائب و معصوم نکته سنج وکلیم دگر که ز اهل سخن مهربان یکدیگرند
💡 به مدحت تو شدم نکته سنج و نغمه سرا که دوستی را، معیار باشد و میزان
💡 نکته سنجی با زبان خامشی دل می برد قال قال مجلس ارباب حالم آرزوست
💡 چو شاه این نکته سنجیده بشنید چو گل بشگفت و چون غنچه بخندید
💡 چو شاه این نکته سنجیده بشنید ز بذل التماسش سر نپیچید
💡 ز بس کاین ذوق میبرد از دلم هوش زبان نکته سنجم بود خاموش