نکبت
نکبت به معنای آوارهسازی و سلب مالکیت خشونتآمیز فلسطینیان و تخریب جامعه، فرهنگ، هویت، حقوق سیاسی و آرمانهای ملی آنهاست. این اصطلاح به وقایع سال ۱۹۴۸ و همچنین به اشغال سرزمینهای فلسطینی و آزار و آوارهسازی فلسطینیان در این منطقه اشاره دارد. کنستانتین زُرِیق، تاریخنگار سوری، نخستین بار واژه عربی نکبه را در کتابش با عنوان معنا النکبه در سال ۱۹۴۸ برای توصیف جابهجایی اجباری فلسطینیها از سرزمینها و خانههایشان به دست دولت تازه تأسیس اسرائیل به کار برد.
مترادفها
بدبختی، فلاکت، مصیبت، گرفتاری
متضادها
سعادت، خوشبختی، نیکبختی
لغت نامه دهخدا
نکبت. [ ن ِ / ن َ ب َ ] ( از ع، اِمص، اِ ) آسیب. ( صحاح الفرس ) ( دهار ). رنج. خستگی. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). زیان. ضرر. آزرم. ( زمخشری ) ( یادداشت مؤلف ). مصیبت. بلا و سختی روزگار. بدی. ( یادداشت مؤلف ). مشقت. ( ناظم الاطباء ). نکبة
فرهنگ معین
(نَ یا نِ بَ ) [ ع. نکبة ] (اِ. ) خواری، فلاکت، بدبختی.
فرهنگ عمید
۱. مصیبت، رنج، سختی.
۲. خواری، بیچارگی.
فرهنگ فارسی
مصیبت، رنج، سختی، واری، بیچارگی، نکبات جمع
( اسم ) ۱ - مصیبت رنج. ۲ - خواری ذلت: نصرت ما را باشد و نگو ساری و نکبت او را جمع: نکبات.
ویکی واژه
نکبة
خواری، فلاکت، بدبختی.
جمله سازی با نکبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نگردد حاصل از وی مدعایت به پیچد نکبتش بر دست و پایت
💡 رضا و بخشش او بر جبین و چهره خلق دهد به دولت و نکبت زبان گویایی
💡 خصم بیهوده گردگو میکرد گرد بازار نکبت و ادبار
💡 وقوع آن سیل ویرانگر، نکبت بزرگی بر زندگی روستاییان آورد و باعث شد که بسیاری از آنها تمام داراییهای خود را از دست بدهند.
💡 او همیشه از این نکبت و بدشانسی که در زندگی حرفهای خود با آن روبرو بود، برای دوستان نزدیکش با گلایه صحبت میکرد.
💡 رها کردن کودکان در خیابان، یک نکبت انسانی است که جامعه باید با سیاستهای حمایتی و آموزشی، به هر قیمتی از آن جلوگیری کند.