لغت نامه دهخدا
نمیق. [ ن َ ] ( ع ص ) نوشته شده. || نقش شده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نمیقة شود.
نمیق. [ ن َ ] ( ع ص ) نوشته شده. || نقش شده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نمیقة شود.
(نَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - نوشته (شده ). ۲ - نقش شده.
نوشته (شده)
نقش شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پی سعادت جاوید نامه ی اعمال «محیط» داد زمدح و ثنای شه تنمیق
💡 آن هفت خطی که برنگارند بر صفحه دهر اهل تنمیق