نقاء

لغت نامه دهخدا

نقاء. [ ن َ ] ( ع اِمص ) پاکیزگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ): اما حسن طویت و نقاء سریرت سلطان سنجر در متابعت و تقویت دین حنفی و شریعت محمدی و تعظم امور... ( جهانگشای جوینی ).
لیک قسم متقی ز این تون صفاست
زآنکه در گرمابه است و در نقاست.مولوی.|| ( ص ) پاکیزه. || ( مص ) پاکیزه گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). نظیف شدن. ( از متن اللغة ). نظیف و نیکو و پاکیزه شدن. ( از اقرب الموارد ). پاک شدن. ( زوزنی ). نِقاوَة. نقائة. نقایة. نُقاوَة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || دیدار کردن کسی را. ( از منتهی الارب ): نقیه نقاء، لغة فی لقیه. ( منتهی الارب ) ( اقرب 0الموارد ). رجوع به لقاء شود.
نقاء. [ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نقاوة. رجوع به نقاوة شود. || ج ِ نقایة. رجوع به نُقایَة شود.
نقاء. [ ن ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ نقی. رجوع به نَقی شود.

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) پاکیزه بودن. ۲ - (اِمص. ) پاکیزگی.

ویکی واژه

پاکیزه بودن.
پاکیزگی.

جمله سازی با نقاء

💡 عنقاء قاف حق افتاد از هفتم طبق در لجۀ خون شفق نجمُ هوی، بدرُ أفل

💡 تا شد همای سدره نشین در کمند غم عنقاء قاف شد ز الم دردمند غم

💡 جوانا بهمت تو عنقاء قافی برفعت همای بلند آشیانی

💡 نماند از تیزی چنگال کرکس ز عنقاء حقیقت پر و بالی

💡 پنجه زد بر رخ عنقاء قدم زاغ سیاه عالمی گشت تباه

💡 دریغا که عنقاء قاف قدم را خدنگ مخالف ببال و پر آمد

جزئیات یعنی چه؟
جزئیات یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز