نعایم

لغت نامه دهخدا

نعایم. [ ن َ ی ِ ] ( ع اِ ) نعائم. شترمرغان. ج ِ نعامة، به معنی شترمرغ:
چون زبانی اندر آتش چون سلحفاة اندر آب
چون نعایم در بیابان چون بهایم در قرن.منوچهری.هم زحل رنگم چو آهن هم ز آتش حامله
وز حریصی چون نعایم آهن و آتش خورم.خاقانی.رجوع به نعائم شود. || ( اِخ ) منزل بیستم از منازل قمر. نعام. نعائم. رجوع به نعائم شود:
نعایم پیش او چون چار خاطب
به پیش چار خاطب چار مؤذن.منوچهری.با صادر و وارد نعایم
بلده دوسه دست کرده قایم.نظامی.

فرهنگ معین

(نَ یِ ) [ ع. ] (اِ. ) ج نعامة. شتر مرغان. بیستمین منزل از منازل قمر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جمع نعامه شترمرغان: هم زحل رنگم چو آهن هم ز آتش حامله وز حریصی چون نعایم آتشین آهن خورم. ( خاقانی.سج. ۲ ) ۲۵٠ - بجای نعم ( جمع نعمت ) بکار رفته و از لحاظ صرفی غلط است.

ویکی واژه

ج نعامة. شتر مرغان. بیستمین منزل از منازل قمر.

جمله سازی با نعایم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون زبانی اندر آتش، چون سلحفاة اندر آب چون نعایم دربیابان، چون بهایم در قرن

💡 با صادر و وارد نعایم بلده دو سه دست کرده قایم

💡 برد ار جبال و صحرا بشکوه و فر عنقا خورد ارحدید مهما بجلادت نعایم

💡 هم زحل‌رنگم چو آهن هم ز آتش حامله وز حریصی چون نعایم آهن و آتش خورم

💡 نعایم پیش او چون چار خاطب به پیش چار خاطب چار مؤذن

💡 راست پنداری نعایم بر سر شاخ درخت بیضۀ سیمین نهادست از بر سبز آشیان

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز