ندانستن

مترادف‌ها

بی‌اطلاعی، ناآگاهی

متضادها

دانستن

لغت نامه دهخدا

ندانستن. [ ن َ ن ِ ت َ ] ( مص منفی ) جهل. مقابل دانستن. رجوع به دانستن شود. || تمیز ناکردن. تشخیص ندادن. فرق ناکردن:
حرام را چو ندانستمی همی ز حلال
چو سرو قامت من در حریر بود و حلل.ناصرخسرو.به هشیاری می از ساغر توانستم جدا کردن
کنون از غایت مستی می از ساغر نمی دانم.عطار.- بازندانستن:
پدرْم آن بداندیشه زودساز
نهان ز آشکارت ندانست باز.فردوسی ( شاهنامه 377/43 ).

فرهنگ فارسی

جهل مقابل دانستن یا تمیز نا کردن.

ویکی واژه

ignorare

جمله سازی با ندانستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و گفت: کسانی بودند که نشان یافت دادند و ندانستند که یافت محالست و کسانی بودند که نشان مشاهده دادند و ندانستند که مشاهده حجابست.

💡 با این حال علمای قم در پاسخ به این پیشنهاد، مهاجرت را به صلاح ندانستند و حضور در ایران را ضروری قلمداد کردند.

💡 از ندانستنِ من دزدِ قضا آگه بود چو تو را برد، بخندید به نادانی من

💡 چون ندانستند هیچ از هیچ حال بی زفان کردند از آن حضرت سؤال

💡 از دید منتقد یعنی خداوند به این دلیل به پیامبر اسلام معجزه نمی‌دهد که در گذشته‌های دور برای هر امتی که معجزه فرستاد، آن امت قدر آن معجزه را ندانستند و آن را تکذیب کردند و به عبارتی «امت پیامبر باید چوب گناهان قوم نوح و ثمود و عاد و… را بخورد».

💡 ندانستن حقایق اصلی یک موضوع می‌تواند منجر به اتخاذ تصمیمات غلط و آسیب‌رسان شود، بنابراین همیشه قبل از هر اقدامی، تحقیق و پرس‌وجو کنید.

💡 او با اینکه در ظاهر بسیار با اعتماد به نفس بود، اما در درون خود با ندانستن پاسخ سوالات مهم، دچار اضطراب و ترس بود.

💡 ندانستن قوانین و مقررات مربوط به یک شغل، می‌تواند باعث شود که کارمند در حین انجام وظایف خود مرتکب اشتباهات جدی و جبران‌ناپذیر شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران