لغت نامه دهخدا
نبوع. [ ن ُ ] ( ع مص ) نبوط. بیرون آمدن آب از قعر چاه. ( از تاج المصادر بیهقی ). برآمدن آب چاه و چشمه و جز آن. ( آنندراج ). نبع. رجوع به نبع شود.
نبوع. [ ن ُ ] ( ع مص ) نبوط. بیرون آمدن آب از قعر چاه. ( از تاج المصادر بیهقی ). برآمدن آب چاه و چشمه و جز آن. ( آنندراج ). نبع. رجوع به نبع شود.
(نُ ) [ ع. ] (مص ل. ) بیرون آمدن آب از چاه و چشمه.
بیرون آمدن آب از چاه و چشمه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاج هرچه در آفاق ممکن است ولی علاج چشمهٔ چشمم نمیشود ز نبوع
💡 تو ز صد ینبوع شربت میکشی هرچه زان صد کم شود کاهد خوشی
💡 چون ز خوردن گذشتم اندر جوع حکمت از من برست چون ینبوع
💡 به آن ینبوع اسرار نهانی که کس او را نمی داند، تو دانی
💡 آب حیوان جوشد از ینبوع علم خرم آن کو نوشد از ینبوع علم
💡 گلشنی آبش ز ینبوع حیات چار حدش هست بیرون از جهات