نبشی

مترادف‌ها

حفاری، کندن

لغت نامه دهخدا

نبشی. [ ن َ ] ( ص نسبی، اِ ) در اصطلاح بنایان، کاشی یا آجری که ملتقای دو سطح آن زاویه قائمه تشکیل ندهد بلکه بوسیله سطح کم عرض دیگری دو سطح آن به هم پیوندد. آجری که لبه تیز نداشته باشد.

فرهنگ معین

(نَ ) (ص نسب. ) ۱ - هر چیز نبش دار. ۲ - آجر یا کاشی که لبة تیز نداشته باشد. ۳ - تیرآهن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به نبش: ۱ - هرچیزنبشدار ۲ - کاشی یا آجری که ملتقای دوسطح آن زاویه ای قایمه تشکیل ندهدبلکه بوسیله سطح کم عرض دیگری دوسطح آن بهم پیوندد آجری که لبه تیزنداشته باشد.۳ - آهنی که ازدوسطح عمودبریکدیگرتشکیل شده باشدوبرای ساختن پایه صندوقهای آهنی ودرومانند آن بکار رود.

جمله سازی با نبشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جنبشی کرد صنوبر که قیامت برخاست تا سهی قامت آن سرو خرامان چه کند

💡 خواهم ار این خاکدان، کردن خراب می کشم از جنبشی یکسر در آب

💡 کین طلب‌کاری مبارک جنبشیست این طلب در راه حق مانع کشیست

💡 عاشقان را جنبشی از خویش نیست از دو سو یک میل باشد بیش نیست

💡 سر ز جایی عاقبت بیرون کند جنبشی کاندر میان جان ماست

💡 بجز آنکه آن جنبشی فرد بود سه جنبش به یکجای در خورد بود

💡 کارگر برای استحکام بخشیدن به لبه‌های چوبی کمد، از نبشی‌های آهنی با کیفیت بالا استفاده کرد تا از تغییر شکل ناگهانی آن در درازمدت جلوگیری شود.

💡 در هنگام خرید تجهیزات ساختمانی، حتماً دقت کنید که نبشی‌های مورد نظر دارای ضخامت استاندارد و بدون هرگونه انحنا یا نقص فنی در طول خود باشند.

💡 مهندسان ساختمانی برای تقویت سازه‌های فلزی در پروژه‌های بزرگ، از نبشی‌های فولادی بسیار مستحکم و با ابعاد دقیق جهت اتصال قطعات مختلف به یکدیگر استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران